همانطور که میدانیم، سه مکتب اصلی از تئوریهای یادگیری در آموزش مورد تاکید قرار میگیرند. مکاتب رفتارگرایی ، شناختگرایی و ساختنگرایی. همه این مکاتب و تئوریها خیلی قبلتر از ورود آموزش الکترونیکی در آموزش استفاده میشد. اما با ظهور آموزش الکترونیکی هم مانند آموزش حضوری، تاکید بر استفاده ترکیبی از این تئوریها از مکاتب مختلف مورد تاکید قرار گرفت.
در این مقاله، قصد داریم به معرفی مکتب رفتارگرایی و کاربردهای آن در آموزش الکترونیکی بپردازیم.
مکتب رفتارگرایی، از اولین مکاتبی است که در یادگیری و آموزش مطرح شد. حتما نام پاولوف را روانشناسی به خاطر آزمایشاتی که بر روی سگ انجام میداد، شنیدهاید. ثورندایک و اسکینر هم دیگر دانشمندانی بودند که در این حوزه فعالیت میکردند. طرفداران این مکتب بر این عقیده بودند که یادگیری یعنی تغییر رفتارهای قابل مشاهده. یعنی اگر در رفتار فراگیر تغییر رخ داد، یعنی یادگیری در او اتفاق افتاده و در غیر این صورت خیر.
امروزه میدانیم که این اعتقاد، صددرصد درست نیست و بسیاری از یادگیریها در ذهن فرد اتفاق می افتد. با این وجود از ارزش این مکتب چیزی کم نمیشود. ما همچنان از اصول این مکتب در آموزش استفاده میکنیم. مهمترین آنها استفاده از تشویق و یا حتی تنبیه.
حالا اگر بخواهیم اصول این مکتب را در آموزش و به خصوص آموزش الکترونیکی به کار ببریم، چه پیشنهاداتی داریم که بدهیم:
- اول این که اهداف، نتایج یا پیامدهای یادگیری به صورت واضح برای فراگیران مشخص شوند. در این صورت میدانند که چه انتظاراتی از آنها میرود و در پایان درس هم قضاوت میکنند که آیا به این سطح از نتیجه مورد انتظار رسیدهاند یا خیر.
- فراگیران حتما باید آزمون شوند، تا ببینیم آیا به نتیجه مورد نظر رسیدهاند یا خیر. اگر بخواهیم نتیجه درستی از آزمونها بگیریم، باید دقت کنیم که آزمونهای الکترونیکی مطابق با اهداف یادگیری مورد انتظار و در سطوح مختلف یادگیری از فراگیران (دانشی، عاطفی و عملکردی) گرفته شود تا بتوانیم میزان موفقیت آنها را کنترل کنیم. توجه داشته باشیم که اگر اسم آزمون میبریم، فقط منظور برگزاری آزمونهایی مثال آزمونهای کتبی پایان ترم نیست. بلکه برگزاری آزمونهای کوچکتر (کوییز) برای ارزیابی تکوینی در فراگیران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. به علاوه، دادن انواع تکالیف، پروژهها و کارهای مشابه هم در دسته آزمونها قرار میگیرند.
- نکته مهم دیگر، دادن بازخورد به فراگیران است، که مختص آزمونهای الکترونیکی نیست و در همه انواع آزمونهای حضوری به خصوص در نوع تکوینی هم به آن تاکید میشود. باید نقاط قوت و ضعف فراگیر به وی نشان داده شود تا بتواند، در جهت اصلاح آن کوشش کند. گاهی شاید لازم باشد که خودتان برای او برنامه اصلاحی داشته باشید یا به او پیشنهاد بدهید.
- محتوای یادگیری باید با ترتیب و توالی خاصی به فراگیر ارائه شود تا بتواند درک درستی از مطالب پیدا کند. مثلا مطالب از ساده به پیچیده، از سطح دانشی به سطح کاربردی، از موارد شناخته شده به سمت موارد ناشناخته و امثال آن به فراگیر ارائه شود.
همانطور که مشاهده میکنیم، این اصول در آموزشهای حضوری هم کاربرد دارد. اما در آموزشهای الکترونیکی، از آنجایی که بخش زیادی از آموزشها به صورت آفلاین برگزار میشود، ممکن است توجه به این اصول ضرورت بیشتری پیدا کند.
منابع:
کتاب روانشناسی پرورشی سیف
کتاب یادگیری الکترونیکی: از تئوری تا عمل





