همه ما میدانیم که ارزیابی توانمندیهای بالینی و مهارتهای عملی در کلیه رشتههای علوم پزشکی از اهمیت زیادی برخوردار است و قاعدتا بایستی چارچوبی در این زمینه هم وجود داشته باشد که بتوانیم با تکیه بر آن ارزیابی صحیح و کاملی از توانمندیها یا صلاحیتهای بالینی فراگیران به عمل آوریم. مهمترین چارچوبی که در این زمینه مطرح است، تاکسونومی است که توسط جورج میلر برای ارزیابی توانمندیهای بالینی پیشنهاد شده است. همانطور که میدانیم، توانمندی که با ترمینولوژی Competency در ادبیات آموزش پزشکی معرفی میشود، ادغامی از دانش، نگرش و مهارت است و نمیتوان گفت، اگر قرار است توانمندی را در فراگیران ارزیابی کنیم، بایستی دانش، نگرش و مهارت به صورت جداگانه ارزیابی شوند. به عبارتی نمیتوان اجزای شناختی، عاطفی و مهارتی یک توانمندی را از همدیگر جدا کرد. میلر، در هرمی که برای معرفی چارچوب خودش ارائه کرد، توانمندی بالینی را به چهار سطح تقسیمبندی کرد که در شکل زیر مشخص شده است.
سطوح توانمندی بالینی در تاکسونومی میلر و ابزارهایی که برای ارزیابی توانمندی در هر سطح از این هرم استفاده میشوند، در جدول ذیل تشریح شده است.
| سطح یادگیری | توضیح | ابزارهای مورد استفاده در این سطح | |
| میداند | دانش: اطمینان از این که فراگیر، برای انجام عملکرد موثر به چه مطالبی نیاز دارد. | آزمون شفاهی، أنواع آزمون های کتبی شامل چندگزینه ای، تشریحی، کوته پاسخ، جورکردنی و آزمون ویژگیهای کلیدی | |
| میداند چگونه | دانش کاربردی: اطمینان از این که فراگیر، مهارت جمعآوری اطلاعات، تحلیل و تفسیر دادهها را برای تشخیص منطقی و ارائه برنامه درمانی کسب کرده است. | ||
| نمایش میدهد چگونه | مهارت: اطمینان از این که فراگیر، قادر است انجام عمل را در محیطهای شبیهسازی شده و کنترل شده، به نمایش بگذارد. | آزمون OSCE، مورد بالینی کامل و مورد بالینی کوتاه | |
| انجام میدهد | عملکرد: اطمینان از این که فراگیر، عمل مورد انتظار را در محیطهای واقعی انجام میدهد. | DOPS, Mini-CEX ارزشیابی ۳۶۰ درجه، لاگ بوک و کارپوشه |
نکته مهمی که لازم است در مورد تاکسونومی در نظر داشته باشیم این است که اگر چه ممکن است به نظر برسد که روشهای ارزیابی سطوح بالاتر و یا سوالاتی که برای ارزیابی سطوح بالاتر استفاده می شوند، از ارزش بیشتری برخوردار هستند، اما باید بدانیم صرف انتخاب سوال از سطوح بالای تاکسونومی ارزش چندانی ندارد. بلکه مهم است انتخاب سوال، با توجه به اهداف آزمون و سطح دانشجویان صورت گیرد. در یک آزمون شناختی خوب، بایستی از سوالات با تاکسونومیهای مختلف استفاده کرد. گاهی حتی سوالات از سطوح پایین شناختی هم از اهمیت زیادی برخوردار هستند که با توجه به بلوپرینت آزمون میتوان از آنها در آزمون استفاده کرد. مثلا اهمیت دانستن سطوح نرمال یا حیاتی یونهایی مثل پتاسیم و کلسیم بر کسی پوشیده نیست، در حالیکه سوالاتی که این اطلاعات را ارزیابی میکنند، در سطح یادآوری یا دانشی بلوم قرار میگیرند که جزو سطوح پایین تاکسونومی بلوم است. همچنین در آزمونهای عملکردی، برای سنجش توانمندی دانشجویان بایستی از ترکیبی از آزمونهایی که برای سطوح مختلف معرفی شده اند، استفاده شود تا تمام ابعاد توانمندیهای مختلف مورد آزمون قرار گیرد.
رفرنسها:
- کتاب اصول و روشهای ارزیابی فراگیران در علوم پزشکی. تالیف دکتر محمد جلیلی و همکاران
- کتاب اندازه گیری، سنجش و ارزشیابی آموزشی. تالیف دکتر علی اکبر سیف
- Taxonomy of educational objectives, the classification of educational goals. Bloom B & et al






